مدح و مناجات با حضرت سجاد امام زین العابدین علیهالسلام
چه دستهای قـنوتی، رسیدهاند به ماه دعا بخوان که جهان با تو میشود همراه چنان که روح تو سرشار از خداوند است به هر کجا بـروی میشـود عـبـادتـگاه تو نسل حضرت خورشید روی این خاکی امامِ هر که تو باشی، نمیشود گـمـراه تو راز خلقت سجادههای مهر به دست تو اشتیاق اذان، ظهر و عصر و شام و پگاه طـوافِ مهـرۀ تـسبـیـح دور انـگـشـتت به کعبه بودن تو بوده تا هـمیشه گـواه جـماعـتـی به نـمـاز تـو اقـتـدا کـردنـد نسیم، کـوه، بیابان، درخت، رود، گیاه چه سر به مهر شده رازهای پیـشانیت چه سرّی است در این گریههای گاه به گاه؟ علی شدی که بجنگی ولی به تیغ سخن تـویـی ادامــۀ اعـجــاز ســرخ ثــارالله دعـا سـلاح تـو و واژهها سـپـاه تـوأنـد که گفته است که هستی تو بیسلاح و سپاه؟ قیامِ واژه تو بودی در آن سکوت عمیق تمام کـوفـه سکـوت و تـمـام شـام نگاه بخوان صحیفه که ما در هجوم دلهرهها به دسـتهای دعـای تو میبـریـم پـنـاه بگـیر دسـت مـرا و به آسـمان بـرسان که سقف عشق بلند است و قدّ من کوتاه تو با زبـان دعـا با جهان سخن گـفـتی جهانِ با تو امـید و جـهـانِ بیتـو تـبـاه دعا بخوان که دعای تو مستجابتر است کسی شبیه تو یک روز میرسد از راه |